نجم الدين ابو الرجاء قمى
360
تاريخ الوزراء ( فارسى )
نمىآمد 102 ر در سر آن شد كه در سر داشت 178 پ در سلك نظام منخرط گشتن 147 پ در سن اقلام نگنجيدن 73 ر در سؤر قدح چيزى نبودن 27 ر در شب به ستارهها راهى شايد شناختن كه رهروبهروز به خورشيد نتوان شناختن 89 ر در ششدر افتادن 75 ر در شش دره افتادن 109 پ در شرف خطر بودن 15 پ در شهر درنشستن 163 ر در صحرا زيادت آن سىمرغ به دست آيد ولى نه آن سيمرغ كه گويند 101 پ در طبع او لطافت آب جان بود 182 پ در طلب وجوه احذار 150 پ در ظهور كارها عكس ظن بسيار باشد 100 ر در عراشاه نگاه داشتن 161 ر در عز به سلامتتر بود كه در عمل 166 ر در عقابين عقاب گرفتار شدن 232 ر در عقد بودن 137 پ در عقد گرفتن 16 ر 128 ر در عقد ماندن 223 ر در عمر دراز خير نبود 111 پ در فرزانگى همه جگر است 226 پ در فصل الخطاب آمدن 124 ر در فضل و كفايت به آسمان هفتم بود 58 پ در فندق آنگه كه بشكنند تيزروغن كم بود 58 پ در فواتح انديشهء خواتيم كردن 52 ر در قالب عجب ريختن 197 ر در قرآن سورهء مائده است 15 پ در قيد حيات بودن 94 پ در كاردانى بر پيل محمود نشسته 171 ر در كارزار سنان بيشتر شكند كه ز ج 7 پ در كار گزاردن دستى تمام داشتن 172 ر در كام اژدها افتادن 210 ر در كبريت زود آتش افتد 142 ر در كف خويش باد ديدن و بر سر تخت خاك 30 پ در كوره راه افتادن 220 ر درگاه آن درگاه است و بيل باغبان گرز و تبرزين 93 ر درگذشتن دولت 12 پ در گرمابه كه مردم را به تابستان در آنجا رعده بودى ، در زمستان مىخواست كه عرق كند 149 ر در گرمابه به خلوت رفتن 90 پ در گرو گرفتن مستظهرتر از گازر بود 195 ر در گورستان مرده بر سر مرده بسيار نهند 34 ر در گوى پيراهن شريك بودن 152 ر در ماتم زينت زشت باشد 44 پ در مراض زدن 113 پ در مرغزار مار بسيار باشد 204 پ در مروت دشمن مال بودن 201 پ در مسجد آدينه قرآن خواندن 85 پ در مضاحك دست و زبان چرب داشت 59 ر